شمس الدين حافظ
476
سفينه حافظ ( فارسى )
خرد كه ملهم « 1 » غيبست بهر كسب شرف * ز روى صدق « 2 » صدش بوسه بر جناب زده بيا بميكده حافظ كه بر تو عرضه كنم * هزار صف ز دعاهاى مستجاب زده [ 1 ] [ 423 دوش رفتم بدر ميكده خوابآلوده ] 9 [ 2 ] شماره مسلسل 604 دوش رفتم بدر ميكده خوابآلوده * خرقه تردامن و سجاده شرابآلوده آمد افسوس كنان مغبچهء بادهفروش * گفت بيدار شو اى رهرو خوابآلوده شستوشوئى كن و آنگه بخرابات خرام * تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده به هواى لب شيريندهنان چند كنى * جوهر روح بياقوت مذاب آلوده به طهارت گذران منزل پيرى و مكن * خلعت شيب « 3 » چو تشريف شباب « 4 » آلوده آشنايان ره عشق در اين بحر عميق * غرقه گشتند و نگشتند « 5 » به آب آلوده پاك و صافى شو و از چاه طبيعت بدرآى * كه صفائى ندهد آب ترابآلوده گفتم اى جان جهان دفتر گل عيبى نيست * كه شود فصل بهار از مى ناب آلوده گفت حافظ برو و نكته بياران مفروش * آه ازين لطف بانواع عتاب آلوده [ اى از فروغ رويت روشن چراغ ديده ] 10 شماره مسلسل 605 اى از فروغ رويت روشن چراغ ديده * مانند چشم مستت چشم جهان نديده همچون تو نازنينى سر تا به پا لطافت * گيتى نشان نداده ايزد نيافريده
--> ( 1 ) الهامكننده ( 2 ) در بعضى نسخ بجاى « ز روى صدق » ، « ز بام عرش » آمده است . ( 3 ) پيرى ( 4 ) جوانى ( 5 ) در بعضى نسخ اين مصرع چنين است : « غرقه گردند و نگردند باب آلوده » ولى متن بهترست [ 1 ] پاورقى غزل 8 - محتمل است كه حافظ اين غزل را هنگام توقف در يزد در مدح شاه يحيى گفته و يا اينكه پس از 789 سروده است . [ 2 ] پاورقى غزل 9 - از غزلهاى اواخر عمر خواجه است .